السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
60
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
فريب و حيله و كيد آنها شده بود ؟ از اين بالاتر ، چگونه [ بر خود ] جائز شمرد كه با گروهى اندك در مقابل لشكريانى بىشمار كه حاميان زيادى نيز داشتند ، بجنگد ؟ و چرا آن هنگام كه ابن زياد به ايشان پيشنهاد عرضهء امان نمود تا با يزيد بيعت كند ، براى حفظ جان خود و جان خانواده و شيعيان و دوستداران خود چنين نكرد و چرا خود را هلاكت افكند در حالى كه امام حسن ( ع ) به كمتر از اين خوف ، امر را به معاويه تسليم كرد . پس چگونه ميان فعل اين دو بزرگوار به لحاظ صحت جمع مىشود ؟ جواب آن است كه گفتيم : هر گاه بر ظن امام غالب گردد كه مىتواند به حق خود برسد و آن چه را كه خداوند به او تفويض فرموده است ، انجام دهد ، بر او واجب است كه اقدام كند هر چند كه در اين كار مشقتى وجود داشته باشد . و حضرت سيد الشّهداء ( ع ) بعد از وثوق يافتن از مردم كوفه و بعد از پيمانها و بيعتها و پس از آن كه آنها ابتدائاً و از روى طوع و رغبت براى ايشان نامه نگارى نمودند ، به سوى كوفه رهسپار شدند . در حالى كه در زمان معاويه نيز بزرگان و اشراف و قراء كوفه بعد از ماجراى صلح امام حسن ( ع ) خدمت حضرت سيد الشّهداء ( ع ) نامه نگارى كردند ليكن ايشان به آنها پاسخ منفى دادند و آن چه را كه واجب بود به آنها پاسخ دادند . همچنين پس از وفات امام حسن ( ع ) در حالى كه معاويه هنوز